بهترين ازدواج ، حق شماست

١) لطفا خودتان را براي مخاطبين طرح همسان گزيني تبيان معرفي نماييد.

اينجانب زهرا كاشاني جم متولد 1341، متاهل و صاحب دو فرزند هستم؛ تحصيلاتم نيز حوزوي است.


٢) چگونه و از چه زماني فعاليت واسطه گري در امر ازدواج را آغاز كرديد؟

تعامل با تعداد زيادي از معرفين ازدواج به عنوان راهكاري نو براي همسريابي ازدواج در كشور و تحت نظارت سازماني متعهد دليل همكاري من با طرح همسان گزيني تبيان مي باشد.من از سنين دبيرستان براي نزديكان به دنبال مورد مناسب  و معرفي بوده ام  ولي به صورت رسمي 7 سال است كه امر معرفي  را انجام مي دهم و تقريبا دو سال است كه در دفتر كار به صورت حضوري متقاضيان ازدواج را پذيرا هستم و همچنين مشاوره ازدواج توسط كارشناسان به صورت رايگان انجام مي شود؛ همچنين هر ازدواجي كه صورت مي گيرد هيچ هزينه اي از متقاضيان دريافت نمي شود.

 

٣) چطور به اين فعاليت علاقه مند شديد؟ و چه هدفي از دنبال كردن اين هدف داريد؟  

از زماني كه به دنبال مورد مناسب براي برادرزاده ام بودم كه متاسفانه برخي از معرفين رفتار مناسبي نداشتند و همكاري لازم را نمي كردند به اين فكر افتادم كه به طور جدي اين كار را انجام دهم و هدف بنده از اين كار در درجه اول رضاي خداوند و احياي سنت حسنه وساطت در ازدواج مي باشد؛ همچنين معرفي بهتر خانواده هاي متقاضيان ازدواج به يكديگر و همكاري هرچه بيشتر و موثر تر با اين عزيزان مي باشد.

 

٤) از تجربيات خود براي ما بيان كنيد و اولين تجربه ي موفقيت آميز شما چه بود؟ 

در اين امر روز به روز و مورد به مورد به تجربيات ما اضافه مي شود و سعي مي كنيم كه تجربيات خود را در اين كار اعمال نمايم؛ اولين تجربه موفقيت آميز من مربوط به يكي از دوستانم مي باشد كه الان صاحب 2 فرزند هستند و به لطف خدا از زندگي خود ابراز رضايت مي كنند.

 

٥) انجام اين فعاليت را در كنار ساير فعاليت هاي خانوادگي و روزمره چگونه  زمان بندي و مديريت مي كنيد؟ 

من سعي مي كنم كه مرز ميان اين كار و فعاليت هاي خانوادگي حفظ شود و بدون شك همكاري و مساعدت خانواده در پيشرفت من در اين مسير موثر بوده است.

 

6) انتظارات مخاطبين ازدواج از شما چيست؟

معمولا در امر ازدواج چه سخت گيري هايي از جانب مخاطبين ازدواج مطرح مي شود؟

اولين خواسته متقاضيان ازدواج موقت از ما صداقت مي باشد و همچنين معرفي كردن موارد مناسب از لحاظ اعتقادي، اخلاقي، فرهنگي، اقتصادي و ... . متاسفانه با وجود اينكه بنده عموما با عزيزان تحصيل كرده و همچنين مذهبي روبرو هستم ولي هنوز معيارهاي اصلي ازدواج براي اين عزيزان روشن و واضح نشده است و به حاشيه ها مي پردازند از جمله:                          

الف: اهميت دادن بيش از اندازه به زيبايي و ظواهر دختر خانم 

ب: توقعات نابجا نسبت به وضعيت مالي 

ج: ايرادات خانواده دختر خانم ها از شغل و موقعيت اجتماعي و توقع داشتن  مسكن و ماشين و ...  


7) با طرح همسان گزيني تبيان چگونه آشنا شديد؟ و چرا به همكاري با ما در اين طرح راغب هستيد؟

بنده از طريق يكي از دوستانم متوجه اين طرح شدم و تعامل با تعداد زيادي از واسطين وتحت نظارت سازماني متعهد دليل همكاري من با اين طرح مي باشد.از متقاضيان همسريابي خواستارم معيارهاي اصلي را در ازدواج مدنظر قرار دهند و خواسته هاي معقولانه نسبت به طرف مقابل داشته باشند و رويا پردازي درباره طرف مقابل نكنند؛ تحقيق و شناخت طرف مقابل را دقيق و جدي انجام دهند و در مسير خواستگاري خيلي شتابزده و يا خيلي كند پيش نروند در حقيقت مسير تعادل را در پيش گيرند. و همچنين به مشاورين مجرب، متخصص و دلسوز مراجعه كنند.

8) طرح همسان گزيني تبيان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟ و آينده طرح را چگونه پيش بيني مي كنيد؟

طرح بسيار خوبي مي باشد؛ و همچنين اگر تعامل معرفين هرچه بيشتر شود و تبليغات گسترده  تري نسبت به اين طرح صورت گيرد قطعا آينده روشني براي طرح وجود دارد.

٩) براي بهتر اجرا شدن اين طرح چه پيشنهاداتي داريد؟ 

آموزش دادن معرفين نسبت به چگونگي وساطت درست و صادقانه ، حمايت مسئولين ذي ربط  و ساير ارگان ها به ويژه صدا و سيما، يكدست شدن همه معرفين در اين طرح مقدس

10) از نظر شما چه تناسب هايي در طرفين براي ازدواج موفق لازم است؟

تناسب معقول دو خانواده پسر و دختر از لحاظ اعتقادي، فرهنگي، اقتصادي، تحصيلي و اخلاقي ان شاءالله ازدواج موفقي را در پي خواهد داشت.


11) خاطره اي را در طي سالهاي سال فعاليتي كه داشته ايد براي ما تعريف نماييد.

برخي از اشتراكات بين دو نفري كه معرفي مي كنيم گاهي اوقات بسيار جالب است؛ موردي را براي يكي از دوستانم معرفي كردم كه در ديدار اوليه به غير از ساير وجوه اشتراكي كه بين دختر خانم و آقا پسر موجود بود هر دوي آن ها متولد يك روز و يك ماه بودند 12/12 كه طرفين در روز خواستگاري متوجه اين موضوع شده بودند و الحمدلله اين آشنايي منجر به ازدواج موفقي شد.

12) پيشنهاد دوستانه اي اگر به ما و يا متقاضيان ازدواج داريد بفرماييد.

پيشنهاد من به متقاضيان ازدواج اين است كه معيارهاي اصلي را در ازدواج مدنظر داشته باشند و خواسته هاي معقولانه نسبت به طرف مقابل داشته باشند و رويا پردازي درباره طرف مقابل نداشته باشند؛ تحقيق و شناخت طرف مقابل را دقيق و جدي انجام دهند و در مسير خواستگاري خيلي شتابزده و يا خيلي كند پيش نروند در حقيقت مسير تعادل را در پيش گيرند. و همچنين به مشاورين مجرب، متخصص و دلسوز مراجعه كنند و به خداوند متعال توكل كنند تا ان شاءالله زير سايه حضرت حق و ائمه اطهار سلام الله عليهم اجمعين زندگي پايدار كه لازمه آن گذشت و صبر است داشته باشند.

13) در انتها از شما خواهشمنديم هر مطلبي كه با موضوع اين مصاحبه مرتبط است و خودتان صلاح ميدانيد و مايل به قيد كردن آن هستيد اضافه فرماييد.   با تشكر از اينكه اين فرصت را در اختيار بنده قرار داده ايد. نكاتي هست كه به آن ها اشاره مي كنم از مشكلاتي كه در اين مسير موجود است؛ متاسفانه جامعه آماري قابل ملاحظه اي از افراد مطلقه به ما مراجعه مي كنند كه در برخورد با اين افراد واقعا نمي توانيم علت اصلي طلاق را پي ببريم چرا كه اين افراد پيچيدگي خاصي دارند و به خاطر شكست و مشكلاتي كه داشته اند به راحتي نمي توان علت طلاق را تشخيص داد به همين جهت معرفي به اين افراد كار آساني نيست؛ و گروه ديگر افرادي هستند كه سنين بالايي دارند و سابقه ازدواج نيز نداشته اند معرفي كردن به اين گروه نيز بسيار سخت است مخصوصا آقاياني كه در سن 50 سالگي ادعا مي كنند هيچگونه سابقه ازدواجي نداشته اند و علت واقعي آن قابل تشخيص نيست با اينكه فرد وضعيت مالي و اجتماعي مناسبي داشته  و دارد.مساله بعدي درخواست و يا گرفتن تصوير قبل از ديدار اوليه است اين شيوه اصلا شيوه  مناسبي نيست چراكه به صرف ديدن تصوير هرگز نمي شود در مورد فردي قضاوت كرد چراكه ممكن است تصوير فردي بسيار زيبا و بدون نقص باشد اما خلقيات و روحيات فرد مناسب نباشد و بالعكس ممكن است تصوير فرد معمولي باشد اما وقتي در كنار خصوصيات اخلاقي و منش و حتي نحوه نشست و برخواست فرد قرار گيرد بسيار شخصيت گيرا و زيبايي به نظر برسد؛ بنابراين خواهشمنديم خانواده هاي محترم و دختران و پسران عزيز موارد را به صرف ديدن تصوير رد و يا تاييد نكنند بلكه به ديدار يكديگر بروند.آخرين نكته كه البته بسيار آزار دهنده است؛ اينكه خانواده دختر خانم و آقا پسر زماني كه در حال بررسي موردي هستند و حتي كارشان تا جلسه دوم و سوم خواستگاري پيش رفته است، اما آشنايي با افراد ديگر را مي پذيرند كه اين روش اصلا اخلاقي نيست جالب اين است كه وقتي به خانواده ها تذكر مي دهيم كه اينكار را نكنند عنوان مي شود كه  فرزندمان منطقي است و از بين چندين گزينه مي خواهد بهترين را انتخاب كند در حالي كه نمي دانند آن بهتريني كه دنبالش هستند به دست نمي آيد مگر اينكه با ذهن آرام و بدون آشفتگي و تفكيك درست خواسته ها و در نظر گرفتن شرايط حقيقي خودشان حاصل مي گردد و هم زمان بررسي چند مورد آن ها را بيشتر دچار آشفتگي مي كند و مواردي هستند كه در شرايط مشابه با وجود موارد متعدد در يك زمان  در نهايت نتوانستند فرد مورد نظرشان را انتخاب كنند و كار خودشان را دچار پيچيدگي كرده اند.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۰ بهمن ۱۳۹۴ ] [ ۰۶:۱۱:۴۴ ] [ مهسا ] [ نظرات (0) ]

ايران نوشت:سرهنگ حبيب‌الله رجبلي رئيس پليس فتاي گلستان از دستگيري پزشك قلابي كه به روش‌هاي مختلف بويژه ازدواج از زنان جوان و مجرد در شبكه‌هاي مجازي اخاذي مي‌كرد، خبر داد.

 وي اظهار داشت: در پي دريافت يك پرونده قضايي از دادسراي گرگان مبني بر شكايت زني در زمينه مزاحمت، تهديد و اخاذي، مراتب با تشكيل پرونده‌اي در دستور كار اين پليس قرار گرفت. 

وي افزود: در تحقيقات ابتدايي اين زن شاكي اظهار داشت كه چندي پيش از طريق يك سايت همسريابي با فردي كه خود را پزشك معرفي مي‌كرد، آشنا شدم كه به جهت آشنايي براي ازدواج، مدتي تلفني با وي صحبت كرده و چند ملاقات باهم داشتيم كه متهم با تهيه فيلم و عكس قصد اخاذي از من را داشت. در حال حاضر سايت هاي همسريابي متعددي مانند سايت همسريابي دوهمدم و سايت همسريابي شيدايي وجود دارد و مشخص نيست كه متهم در چه سايت فعاليت ميكرده است.

رئيس پليس فتاي گلستان ادامه داد: پس از انجام تحقيقات پليسي سرانجام اين مرد شناسايي و مشخص شد مشخصات پزشكي وي نيز جعلي است و مأموران مرد فريبكار را در يك عمليات پليسي دستگير كردند. سرهنگ رجبلي افزود: در تحقيقات تكميلي از اين مرد مشخص شد پزشك قلابي، خانم‌هاي مجردي را كه داراي تمكن مالي و شخصيت اجتماعي بالايي بودند شناسايي و از آنان به روش‌هاي مختلف كلاهبرداري مي كرد.

وي گفت: مرد شياد با پنج اخاذي به روش مشابه روانه زندان شد.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲ دى ۱۳۹۴ ] [ ۰۱:۰۱:۵۰ ] [ مهسا ] [ نظرات (0) ]

در زير نظرات دوستان در مورد سايت هاي ازدواج اينترنتي علي الخصوص سايت همسريابي طوبي و سايت همسريابي توران را مشاهده مي كنيد:

من ميخواستم بدونم از كجا بايد بخوام كه سايت همسر يابي طوبي رو فيلتر كنن طوري كه با فياتر شكنم نشه وارد شد؟تو اين سايت واقعا افراد متخلفي دارن فعاليت ميكنن وقتي هم به پليس سايت طوبي گزارش ميشن اصلا باهاشون برخورد نميشه هيچ بلكه طرفداري هم ميكنن.من دانشجوي ارشد روانشناسي هستم تو اين سايت داشتم تحقيق ميكردم واسه نوشتن يه مقاله.كه متسفانه با مسائلي برخورد كردم كه واقعا شرم آوره .لطفا راهنماييم كنين از كجا درخواست مسدود قطعي اي سايت همسر ياي طوبي رو داشته باشم؟
شما به عنوان ناظر براي نوشتن مقاله اگه نيامديد؟؟؟هيچ جوابي رو نمي پذيرم چون خدا به ما چشم وگوش داده ” عقل ” ، و توصيه اكيد كرده به مشورت كردن. ببينيد خودتون چه دسته گلي به آب داديد ، كه اينطور عصبي در پي انتقامي..

ياسر مي‌گه:۱۷ آذر ۱۳۹۴ در ساعت ۰۰:۰۷ايول
محقق مي‌گه:۱۶ مهر ۱۳۹۲ در ساعت ۲۱:۴۰اشخاصي كه مشكل دارن مخصوصا خانم هايي كه دنبال پول ميان تو اين سايت ها همشون ميگن ميخواستيم تحقيق كنيم چقدر محقق و كار تحقيقاتي در سايت هاي همسريابي زياد شده!!!!!!!!!!!!!!!!

Mohsen مي‌گه:۳ دي ۱۳۹۲ در ساعت ۱۴:۲۸خاك بر سرت كه اينقده كور فهمي من فوق ليسانس روانشناسي باليني دارم در حال حاضرم عضو سايت طوبي هستم واقعا سايت خوبيه بعدش من خدا بهم عقل وشعور داده نياز نيست كسي واسم تصميم بگيره

محمد مي‌گه:۳ دي ۱۳۹۲ در ساعت ۱۶:۴۸اگر براي جنابعالي كه فوق ليسانس روانشناسي هم هستي، شرم‌آوره، براي خيلي‌ها خوب جواب داده. بايستي افرادي مثل جنابعالي را كه اينقدر كوته بين هستيد، فيلتر نمود. دقيقاً مثل قرون وسطي شده.

رضا مي‌گه:۱۹ بهمن ۱۳۹۳ در ساعت ۱۴:۲۲سلاماولا ناراحتي نرودوما ديده هاتو بنويس ببر بده استاد نمره ميدهسوما هر وقت تونستي درست بنويسي راجع به چيزي نظر بده.جاي استادت بودم ميفرستادمت ابتدايي پايه ات تقويت بشه ديگه فياتر ، متسفانه ، قطعي اي و همسرياي رو درست بنويسي.درضمن شرم آور را با ذكر دو مورد در دو سطر بطور خلاصه توضيح دهيد .

خب مشاهداتتون رو تو ممقاله بنويسيد ، ببريد تحويل بديد انشالله ۲۰ بشيد . ميدونچه تعدادشچه تعدادشان ي ها توي اين سايت آشنا شدن و ازدواج كردن ، ميدانيد ثواب آشنا كردن دوتا آدم براي ازدواج چقدر ، وبالعكس سنگ انداختن و چوب لا چرخ انداختن چه گناه بزرگيهمريم مي‌گه:۲۰ خرداد ۱۳۹۲ در ساعت ۱۴:۰۵سلاممنم با نظر سبزينه موافقم…..كلا تو اين كشور اينطوريه هر كي از هر چي خوشش نيامد به هر طريقي ميخواد جلوش رو بگيره عزيزم خودت عقل و شعور داري به اجبار كه با كسي آشنا نميشي

الهام مي‌گه:۲۱ خرداد ۱۳۹۲ در ساعت ۱۱:۱۵باسلام وتشكر من عضو سايت همسر يابي يابي توران هستم چرا امروز باز نميشه جوابمو لطفا ايميل كنيد

شيرين مي‌گه:۱۹ تير ۱۳۹۲ در ساعت ۱۰:۱۶سلام ببخشيد آيا فعاليت سايت طوبي مختل شده كه نميشه وارد شدخواهشا اينكارو نكنيدما خيلي بهش نياز داريم-چه طور ميتونيم وارد شيم اگه آدما خودشون چشم وگوششونو باز كنن ميفهمن كي ميخاد ازدواج كنه كي ميخادسواستفاده كنه


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۲۵ آذر ۱۳۹۴ ] [ ۰۵:۰۷:۱۸ ] [ مهسا ] [ نظرات (0) ]

ترديدى نيست كه رضايت باطنى و واقعى دختر و پسر در امر ازدواج شرط اساسى و غيرقابل اغماضى است و تا دختر و پسر همديگر را نپسندند و تفاهم و توافق نداشته باشند ازدواج و زندگى مشترك معنى و مفهومى پيدا نخواهد كرد و خانواده ‏ها در اين زمينه بايد خويشتن‏دارى كافى را داشته باشند و به نظرات معقول و صحيح فرزندشان احترام بگذارند و آنها را به ازدواج مجبور نكنند و اجازه دهند در انتخاب همسر و شريك زندگى‏شان دختران آزادانه عمل كنند وحق انتخاب آنها را از بين نبرند ولى دختران نيز بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه: اين حق آزادى، آنها را به وسواس، اشكال ‏تراشى و بلندپروازى نكشاند. به هر حال بايد دختران، همسرى را انتخاب كنند و به يكى از خواستگارهاى خود پاسخ مثبت دهد ولى بايد موقعيت و شرايط اقتصادى و اجتماعى خود و خانواده ‏شان را در نظر بگيرد.

چه بسيار افرادى كه در اثر بلندپروازى و بهانه ‏جويى ‏هاى غيرمعقول فرصت هاي مناسبى را از دست داده‏اند و گاهى تا آخر عمر از نعمت بزرگ تشكيل خانواده محروم گشته‏اند. آرى، اگر والدين دخترى را به ازدواجى كه صلاح او نيست وادار و مجبور مى‏كنند و افراد باتجربه و عاقل فاميل و يا افراد باصلاحيتى كه تواناى اظهار نظر در اين قبيل موضوعات دارند، آن را غيرمعقول مى ‏دانند، نبايد به چنين ازدواجى تن داد. بنابراين يك بار ديگر با خود خلوت كن وبه دور از خود خواهي و هواي نفس به داوري بنشين .

آيا واقعا آن پسر را دوست نداري؟ يا از بعضي از رفتارهايش خوشت نمي آيد؟ علت دوست نداشتن چيست؟ آيا اخلاق بد و ناپسندي دارد يا تنها از ظاهر و صورت او خوشت نمي آيد؟ اگر اين مسئله دوم باشد ، دليل قانع كننده اي نيست . آيا اين پسر به شما علاقه ندارد ؟ آيا برايتان اصلا مهم نيست كه كسي به شما علاقه داشته باشد ، اما شما او را از خود آزرده و ناراحت نمايي؟ آيا امكان دارد كه دلبستگي به شخص ديگري داشته باشي و اين مسئله در علاقه ات به پسر مورد نظر تأثير گذاشته باشد؟

متاسفانه امروزه بسياري از دختران و پسران با ساده گرفتن مسئله ازدواج و همسر و زندگي مشترك ، همين كه موضوع كوچكي در زندگي رخ مي دهد ، اولين چيزي كه به خاطرشان خطور مي كند ، طلاق و جدايي است . يا مثلا چون روابط ظاهر و فريبنده روابط خياباني و غير شرعي دختران و پسران را مي بينند ، بي آنكه از حقيقت اين نوع روابط يا آينده و مشكلات آنها باخبر باشند ، ازتن دادن به يك ازدواج سالم شانه خالي كرده يا اگر ازدواج كردند ، به راحتي بنيان آن را متزلزل مي كنند ؛ در حالي كه ممكن است هيچ گاه اين فرصت را دوباره به دست نياورند ، يا با شخصي ازدواج كنند كه حتي از همان مورد اول بدتر باشد ، اما چون خودشان انتخاب كردند و يا چون يك بار تن به طلاق و جدايي دادند ، نمي توانند اين مورد را ترك كنند و دوباره با مسئله طلاق روبرو شوند . در هر حال با توجه به فرهنگ جامعه ما دختري كه يك بار ازدواج كرده ، اگر چه پس از مدت كمي طلاق بگيرد ، با مشكلاتي در ازدواج مجدد مواجه خواهد شد و شايد براي هميشه ، زمينه يك زندگي موفق را از دست بدهد. در هر حال توصيه ما اين است كه با اين موضوع به سادگي برخورد نكنيد و با تأمل و دقت بيشتر و در نظر گرفتن تمام جوانب با آن روبرو شويد .

حال اگرهيچ علاقه اي به ايشان نداريد و فكر مي كنيد كه در آينده نيز نمي تواند هيچ علاقه اي ايجاد شود ، ازدواج و ادامه زندگي به صلاحتان نيست.در غير اين صورت اختلافات ديگر قابل حل و بررسي است. پس خوب فكركن.موضوع «تن ندادن به ازدواج اجبارى» را در يك محيط و فضاى دوستانه و منطقى با يكى از پدر يا مادر مطرح كنيد و از آنها دليل اجبار و تحميل شان را جويا شويد و ضمن احترام گذاشتن به نظراتشان از آنها بخواهيد دلايلشان را برايتان توضيح دهند و شما نيز با كمال ادب و احترام نقطه نظرات خود را برايشان بازگو كنيد شايد بتوانيد يكى از دو طرف، طرف ديگر را راضى كنيد و از كشمكش‏ها جلوگيرى نماييد. يا موضوع را از طريق يكى از فاميل ها و نزديكان و يا افراد با نفوذ محل و شخصيت با تجربه‏اى كه مورد احترام شما و خانواده محترمتان مى‏باشد ، كمك بجوييد و از وى بخواهيد در اين باره پا درميانى كند و سخن و خواسته‏ تان را به گوش پدر و مادرتان برساند و عدم تمايل درونى به چنين ازدواج اجبارى را به آنها اعلام كند .حرف آن ها در پدر و مادرتان تاثير بيش تري دارد. اگر به دادگاه نيز برويد ابتدا به شوراي حل اختلاف خواهيد رفت و در آنجا معتمدين محل حرف هاي شما را مي شنو ند ونظرشان را اعلام مي دارند. .

 

خاطرات تلخ مربوط به زندگي مشترك را چگونه بي اثر كنيم؟

- سعي كنيد در گذشته زندگي نكنيد؛ چرا كه زندگي در گذشته زمينه افسردگي انسان را فراهم مي كند. در شعري كه برخي بزرگان به امام علي (عليه السلام) نسبت داده‌اند مي‌خوانيم: «ما فاتَ مَضي وَ ما سيأتيكَ فَاَيْنَ؟ قُمْ فَاغْتَنِم الفُرصَةَ بَينَ العَدَمَين: آنچه گذشت، از دست رفت و آنچه مي‌آيد كجاست؟ برخيز و فرصت ميان دونيستي را درياب.»

2- از فاجعه سازي نسبت به مسئله مذكور، خودداري نماييد. فاجعه سازي نوعي تحريف شناختي و منطقي است كه مي تواند ما را در نتيجه گيري و تصميم گيري دچار مشكل و اشتباه نمايد. به اين منظور لازم است اولا مسئله را در حدي كه اتفاق افتاده است ببينيد و نه بيشتر. ثانيا به طور دقيق به خود پاسخ دهيد، چه چيزي را از دست داده ايد وميزان واقعي آن چقدر بوده است. و ثالثا از خود سوال كنيد كه واقعا ميزان آنچه را كه احساس مي كنيد به خاطر اين مداخلات و رفتارهاي زننده از دست داده ايد با واقعيت مطابقت دارد يا خير؟

3- فرار شما از خاطرات تلخ گذشته، ترس شما را در مواجه شدن با اين خاطرات افزايش مي دهد، لذا لازم است براي مدت زمان معيني يعني تا زمانيكه اين خاطرات كم اثر شوند، علي الرغم سختي اوليه اولا اين خاطرات را با تمام جزييات بنويسيد و ثانيا بعد از نوشتن اين خاطرات آنها را با صداي بلند براي خود بخوانيد. بعد از مدتي درمي يابيد با اين خاطرات سازگاري پيدا كرده ايد و خواهيد ديد كه ديگر نيازي به ترك مجالس عروسي و امثال آن نيست.

4- سعي كنيد خاطرات شيرين گذشته را با ايجاد موقعيتهاي مشابه، همواره براي خود و همسرتان زنده نگه داريد.

5- توجه داريد كه علي الرغم تمامي مداخلاتي كه از سوي خانواده همسرتان صورت گرفته است، اين مداخلات و... نه تنها باعث دلسردي همسر شما نگرديده است بلكه چه بسا اين فرايند به ظاهر تلخ باعث استحكام پايه هاي زندگي شما و اتكاء بيشتر شما به يكديگر شده باشد. لذا بايد سعي كنيد نيمه پر ليوان را نيز ببينيد. مهم اين است كه شما همسري دلسوز و ياري صميمي در كنار خود داريد.

6- به خداي متعال توكل داشته باشيد و از سرمايه عظيم تجربه گذشته براي ساختن آينده بهره برداري نماييد.

 

در زندگي هر كدام از ما، والدين‌مان نقش مهمي دارند اما گاهي دخالت‌هاي نابجاي آنها مي‌تواند آسيب‌هاي فراواني داشته باشد به خصوص در مرحله انتخاب همسر، وقتي مخالفت‌هاي آنها آنقدر زياد باشد كه امكان تصميم‌گيري را از ما بگيرد. اما در اين مواقع چه بايد كرد؟معمولا چه قبل از ازدواج، چه بعد از ازدواج حضور والدين و همياري و كمك‌شان مي‌تواند مفيد و موثر باشد و ما اين امر را كتمان نمي‌كنيم و چه بسا در ابتداي زندگي زناشويي كمك‌هاي ‌مالي آنها، راهنمايي‌هايشان و همچنين دلگرمي ‌آنها  كمك فراواني به زوج‌ها كرده و مسيري را براي آنها مهيا مي‌كند تا آجرهاي زندگي آنها تا به آخر درست و صاف روي هم چيده‌ شود و بالا رود. اما والدين همان‌قدر كه مي‌توانند تاثيرگذاري مثبت داشته‌ باشند، مي‌توانند تاثيرگذاري منفي هم داشته باشند كه تشخيص تفاوت بين اين دو حالت كار چندان ساده‌اي نيست. در اينجا ضمن بررسي اين اختلاف‌نظرها، درباره سبك‌هاي ازدواج هم بحث مي‌كنيم و اينكه هركدام چه معايب و مزايايي دارد.

همه انسان‌ها احساس تعلق به گروه و به‌خصوص خانواده را دوست دارند، حالا كساني كه از خانواده‌هايشان به طور كلي جدا مي‌شوند و بدون رضايت آنها زندگي مشترك تشكيل مي‌دهند، ممكن است در سال‌هاي اول چندان به مشكل برنخورند، اما بعد از چند سال همين احساس بدون خانواده بودن غم‌هايي را برايشان به ارمغان مي‌آورد كه مي‌تواند در زندگي تاثيرات بدي را به‌جا بگذارد.


انتخاب نهايي با چه كسي است؟

پدرها و مادرها وقتي قبل از ازدواج مي‌گويند: «تو بايد با شخص موردنظر من ازدواج كني» يا «تو نبايد با فرد موردنظرت به فلان دلايل ازدواج كني و من او را دوست ندارم» و... اينهاباعث به وجود آمدن كدورت مي‌شود و خواه ناخواه از فرزندشان فاصله مي‌گيرند. شايد اينجا اين سؤال پيش بيايد كه پدرها و مادرها تا كجا مي‌توانند براي ازدواج فرزندشان نظر بدهند؟ والدين نبايد به گونه‌اي رفتار كنند كه فرزندشان احساس كند از خودش هيچ اراده‌اي ندارد. بايد به جرات گفت در اين موضوع نظر نهايي را بايد خود فرزند بدهد چون يك عمر زندگي را با يك مسئوليت بزرگ پيش‌رو دارد وكسي تا آخر اين مسئوليت را به دوش مي‌كشد كه خودش از اول انتخاب كرده‌ باشد. در واقع بهترين حالت اين است كه والدين نظر موافق يا مخالف خودشان اعلام را كنند ولي در نهايت تصميم‌گيري را به عهده خود فرزند بگذارند. پدر و مادر بايد به جاي دخالت كردن در كار فرزندشان اين فضا را به او بدهند تا خودش فكر كند و تنها به اعلام نظر قناعت كنند


هميشه حق با پدر و مادرها نيست
امروز فضاي سنتي ازدواج تا حد زيادي تغيير كرده‌ و بچه‌ها ترجيح مي‌دهند خودشان انتخابگر باشند و تصميم بگيرند و انصافا بايد گفت گاهي ملاك‌هاي واقعي‌تري هم براي ازدواج دارند. مثلا من بين مراجعانم جوان‌هايي را داشتم كه وقتي درباره دلايل مخالفت‌هاي والدين و نظرات خودشان صحبت مي‌كردند، مي‌ديدم دلايل بچه‌ها خيلي منطقي‌تر است. البته در كشور ما نمي‌توان بدون خانواده‌ زندگي كرد. اگر خانواده‌ها  براي ازدواج موافق نباشند بچه‌ها هم امروز به مشكل برمي‌خورند و هم فردا. آنها چند سال بعد از ازدواج مشكلاتي هم در رابطه‌شان و هم احساسات بدي را درون خودشان تجربه مي‌كنند. وقتي جواني با خانواده‌اش قهر باشد عملا با خودش و همه آدم‌‌هاي اطراف به طور ناخودآگاه دچار تنش‌هايي مي‌شود، اضطراب‌ها و احساس گناه را تجربه مي‌كند و همه اينها مي‌تواند روي زندگي شخصي و زناشويي تاثير منفي بگذارد.

ازدواج پنهاني چه عواقبي دارد
متاسفانه برخي مواقع هيجان‌ها و آن كودك درون بر رفتارهاي ما مسلط مي‌شود و ما را به سوي تصميم‌گيري‌هايي مي‌برد كه شايد در شرايط عقلاني به آنها تن ندهيم، تنها چيزي كه فكر مي‌كنيم اين است كه من او را دوست دارم پس بايد با او ازدواج كنم و تحت تاثير همين هيجانات و احساسات اقدام هم مي‌كنيم و بدون اطلاع پدر و مادر تن به ازدواج مي‌‌دهيم، در چنين موقعيتي اول از همه بايد در نظر بگيريم تمام مسئوليت اين انتخاب بر عهده خودمان است و نبايد انتظار داشته ‌باشيد والدين به همين راحتي‌ها شما را ببخشند.اگر خودتان را هم جاي آنها بگذاريد مي‌بينيد، حق دارند. زمان مي‌برد تا وضعيت به حالت عادي برگردد، حتي ممكن است تا مدت‌ها واكنش‌هاي منفي بسياري چون متلك، حرف‌هاي نامناسب و... از خود بروز ‌دهند. اما بچه‌ها بايد عذرخواهي كرده و سعي كنند آرامش را به همراه هم به فضا بازگردانند تا نشان دهند كه انتخاب درست بوده ‌است. در چنين شرايطي شايد پدر و مادر ببخشند و آن اعتماد گذشته بازگردد و شايد هم شرايط هيچ وقت عادي نشود.


چه زماني خودتان بايد براي ازدواج تصميم بگيريد؟
هرچند دل‌كندن سخت است ولي پيشنهاد ما اين است كه بدون رضايت والدين تن به ازدواج ندهيد، مگر اينكه پدر و مادر يا آگاهي مناسب يا سلامت رواني چنداني نداشته باشند. مثلا پدري را مي‌شناختم كه دچار بيماري پارانوئيد بود و با همه رفتار‌هاي اطرافيان دچار سوءظن مي‌شد، مسلما مخالفت چنين پدري با ازدواج جاي اما و اگر بسياري دارد. در چنين جاهايي شايد ازدواج بدون رضايت خانواده چندان بد نباشد چرا كه همان محيط ناسالم خانواده مي‌تواند آسيب‌زا باشد، چون پدر و مادرهايي كه به لحاظ رواني چندان سالم نيستند براي اعضاي خانواده و فرزندانشان نيز تصميمات ناسالمي مي‌گيرند. البته ناگفته نماند كه بهتر است در چنين مواردي حداقل با يك مشاور مشورت كنيد تا مطمئن شويد تصميم درستي گرفته‌ايد.

 

با مخالفت شديد والدين چه كنيم؟
اگر پدر و مادر به هيچ عنوان با ازدواج موافقت نمي‌كنند، جنگيدن با آنها اصلا توصيه نمي‌شود، فرزندان بايد آنقدر درايت داشته ‌باشند تا بتوانند با دوستي و جلب اعتماد با پدر و مادر كنار بيايند، كمك يك مشاور هم مي‌تواند در چنين مواقعي بسيار كمك‌كننده باشد، چرا كه مي‌توان با تشكيل جلسات و گفت‌وگوهاي گروهي به همراه مشاور، فضا را كمي بازتر كرد تا والدين تا حدي نرم شوند. بهترين راه در اينجا صبور بودن است حتي تا چند سال، شايد كمي مشكلات سبك‌تر شوند، اگر هم مشكلات حل نشوند اما اين اطمينان‌خاطر وجود خواهد داشت كه به اندازه كافي سعي خود را كرده‌ايد و هيچگاه احساس گناه نخواهيد كرد.

كدام بهتر است؟
من نه كاملا ازدواج به سبك سنتي را توصيه مي‌كنم نه غير سنتي را بلكه مي‌گويم بايد چيزهاي خوبي را كه در ازدواج سنتي وجود دارد با خوبي‌هاي ازدواج غير سنتي تركيب كرد تا بهترين تصميم گرفته شود. بايد بدانيد هنر ما در تلفيق است نه در حذف يكي به نفع ديگري.

ازدواج‌‌هاي سنتي روز به روز كمتر مي‌شود
آمار ازدواج‌هاي سنتي روز به روز كمتر مي‌شود به‌خصوص در شهرهاي بزرگ و در ميان افراد تحصيلكرده، از جهت ديگر فاصله نگرش بين پدر و مادرها و بچه‌ها روزبه‌روز بيشتر مي‌شود چرا كه والدين خودشان را به روز نمي‌كنند و در نتيجه تفاوت سليقه‌ها بيشتر مي‌شود و همين مي‌تواند تنش‌ها را بيشتر كند. گاهي والدين فراموش مي‌كنند كه ديگر گذشت آن دوراني كه در مهماني‌هاي زنانه يا حمام‌ها براي پسرانشان همسر انتخاب مي‌كردند، حالا بچه‌ها مي‌خواهند خودشان انتخاب كنند. از طرف ديگر گاهي ملاك‌هاي پدر و مادر خيلي متفاوت از بچه‌هاست چون عموما از نظر آنها ظاهر، ميزان تمكن مالي، اصالت خانواده و... مهم است در حالي كه فرزندان اين‌طور فكر نمي‌كنند.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۸ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۱۱:۳۶:۰۶ ] [ مهسا ] [ نظرات (0) ]

زماني كه شما زندگي مجردي را انتخاب مي كنيد، شايد در ظاهر آزادي عمل بيشتري داريد اما از دست دادن تعاملات عاطفي با اعضاي خانواده، بهايي است كه براي اين انتخاب مي پردازيد.

كانون خواستگار در بستگان
برخي از خواستگارهاي هر دختر، از سوي خانواده (عمه، خاله و ... ) معرفي مي شوند وقتي اين ارتباطات كمرنگ مي شود، دختر كانون مهمي از خواستگارها را از دست مي دهد. اين كانون معرفي خواستگار علاوه بر اين كه غني است، تا حد زيادي نيز امنيت دارد. به اين معنا كه وقتي خواستگاري از سوي خانواده معرفي مي شود، به احتمال قوي معيارها و ويژگي هاي همخوان فرهنگي و تربيتي با فرد دارد. زيرا شناخت خانواده ها از هم، مي تواند بسياري از خطرات را برطرف سازد. بديهي است به سبب قطع ارتباط خواستگارهاي كمتري داشته باشيد. افزايش سن نيز عامل ديگري است كه با توجه به فرهنگ رايج در جامعه مي تواند به اين موضوع دامن بزند. در حال حاضر با توجه به شاغل بودن تان مي توانيد خواستگارهايي از محل كارتان داشته باشيد. البته در اين زمينه نيز بايد محتاط باشيد تا فرد مورد نظر به لحاظ فرهنگي و خانوادگي، با شما همخواني داشته باشد و خداي ناكرده دچار آسيب هاي اجتماعي نباشد.

دلايل موجه براي دوري از خانواده
در هر حال اين موضوع، بهاي قطع ارتباط شما با خانواده است همان طور كه اشاره شد شما به دليل اين قطع ارتباط اشاره نكرده ايد. اگر اين تصميم براي حفظ شما از خطرات جدي تري بوده است، تنهايي و محتاطانه تر عمل كردن براي انتخاب شريك زندگي تان، بهاي سنگيني نيست. چون آن چه به دست مي آوريد، ارزش اين سختي را دارد. گاهي اوقات افراد به دليل وضعيت نامناسب خانواده و ترس از آسيب هاي جدي اجتماعي، ناگزير به اين انتخاب هستند. چرا كه قطع مراودات خانوادگي به سالم زيستي آ ن ها كمك مي كند و آن ها را از خطرات جدي ناشي از آسيب اجتماعي مصون مي دارد؛ به عنوان مثال فردي كه در خانواده اي از هم پاشيده و آلوده به اعتياد يا آسيب هاي اجتماعي ناشي از آن مثل فروشندگي مواد مخدر يا فساد و فحشا زندگي مي كند، ناگزير است براي اجتناب از شرايط آسيب زا، از خانواده اش جدا شود. در چنين شرايطي پايبندي و تعهد فرد به خودش و ايمان او به خداوند، مي تواند به او در شرايط دشوار كمك كند.

امتيازهاي زندگي با خانواده
با اين حال ارتباط با برخي از اعضاي سالم خانواده، مي تواند به فرد در داشتن ارتباط سالم عاطفي كمك كند اما در بسياري از موارد، اين تصميم به درستي صورت نمي گيرد.
گاهي سوء تفاهم هاي سطحي و حتي بي اساس و خودمداري و خودمحوري هاي بي جا باعث مي شود فرد از پايگاه امن خانواده فاصله بگيرد و كانون حمايتي مهمي را از دست دهد. اگرچه زندگي در ميان اعضاي خانواده ممكن است ما را در معرض عقايد يا اخلاقيات متفاوت قرار دهد. اما اين موضوع فرصت بسيار مناسبي براي ارتقاي روحي و شخصيتي به شمار مي آيد. چرا كه اين فرصت را داريم تا انعطاف پذيري بيشتري داشته باشيم و با افرادي كه افكار و ويژگي هاي شخصيتي متفاوت از خودمان دارند، به خوبي كنار بياييم.

آسيب هاي زندگي مجردي
افزايش توانمندي در سازگاري با ديگران و انعطاف پذيري براي بهبود ساير روابط مان از جمله روابط شغلي يا روابط زناشويي به ما كمك بزرگي مي كند. زندگي مجردي ناخواسته سبب مي شود فرد خودمدار و خودمحور شود چرا كه فرصت رويارويي با عقايد مخالف از وي گرفته مي شود و مجال آن را نمي يابد كه با وجود مخالفت هاي ظاهري يا تفاوت هاي رفتاري، بتواند به اتحاد و تعلق برسد. اين موضوع در تجربه احساس تنهايي تاثير بسياري دارد. وقتي ما از ديگران دوري مي كنيم، براي تجربه روش زندگي مورد نظرمان امنيت بيشتري داريم. اما قيمت دوري از ديگران از دست دادن تعاملات عاطفي و حمايتي است. در شرايط استثنايي و خاص با رعايت احتياط بسيار زياد مي توان روابط دوستانه و كاري را جايگزين كرد، اما همان طور كه اشاره شد اين موارد استثناست و بايد احتياط بسيار كرد تا فرد اشخاصي را براي دوستي انتخاب كند كه بتوانند به او كمك كنند و خداي ناكرده آسيب بيشتري به او نزنند.

New layer...
New layer...
New layer...

ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۱۶ مرداد ۱۳۹۴ ] [ ۰۱:۰۳:۱۳ ] [ مهسا ] [ نظرات (0) ]

با اين همه محاسن و خوبي‏هايي كه ازدواج موقّت دارد و در واقع در غياب ازدواج دائم بهترين راهكاري است كه مي‏توان ارائه كرد، پس چرا بازتاب اجتماعي آن پسنديده نيست و جامعه ـ به خصوص بانوان ـ با ديد مثبت به آن نمي‏نگرند؟ در جواب به اين پرسش مي‏توان به علل زير اشاره كرد:
1. سوء استفاده برخي افراد از اين نوع ازدواج، سبب شده جلوه‏اي ناميمون از آن نهاد حقوقي به جاي بماند و عده‏اي نيز با بيان اين سوء استفاده‏ ها، اصل اين نوع ازدواج‏ها را زير سؤال برده‏اند.
2. جامعه امروزين ما بيشتر با فرهنگ غرب آشنا شده است؛ در حالي كه يكي از اركان اين فرهنگ هرج و مرج و بي‏بند باري جنسي است. طبق اين آموزه بهره‏مندي هر چه بيشتر و منفعت هر چه بالاتر از جنس مخالف ـ بدون داشتن مسئوليتي در مقابل او ـ مورد تأكيد قرار گرفته، رايج مي‏شود! روشن است افرادي كه با اين فرهنگ مأنوس مي‏شوند، ياد مي‏گيرند كه تن به محدوديتي در خصوص روابط جنسي ندهند و خود را محصور به يك نفر نكنند و در عين حال مسئوليتي نداشته باشند.
3. تبليغات منفي گروه‏ها و افراد كه درباره اين نوع ازدواج، عامل ديگر بعضي از مخالفت ها است؛ زيرا عده‏اي قائل به ارتباط آزاد بين دختر و پسر مي‏باشند!! بديهي است اين عده چون منافع و يا اعتقاداتشان چنين ارتباطاتي را اقتضا مي‏كند، درباره اين نوع ازدواج تبليغات منفي مي‏كنند.
4. در اين نوع همسريابي، گمان بانوان آن است كه هيچ حق و حقوقي ندارند و صرفاً استثمار آنها مورد نظر است. اين امر سبب مخالفت ايشان با اين نوع ازدواج مي‏شود.


ادامه مطلب
امتیاز:
بازدید:
[ ۸ تير ۱۳۹۴ ] [ ۱۱:۲۶:۵۲ ] [ مهسا ] [ نظرات (0) ]
.: Weblog Themes By fatablog :.

درباره وبلاگ

نويسندگان
لینک های تبادلی
فاقد لینک
تبادل لینک اتوماتیک
لینک :
خبرنامه
عضویت لغو عضویت
پيوندهای روزانه
لينكي ثبت نشده است
پنل کاربری
نام کاربری :
پسورد :
عضویت
نام کاربری :
پسورد :
تکرار پسورد:
ایمیل :
نام اصلی :
آمار
امروز : 9
دیروز : 27
افراد آنلاین : 1
همه : 3803
چت باکس
موضوعات وب
موضوعي ثبت نشده است
امکانات وب